دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۷
پرشین خودرو
آنانکه جان می دهند برای نظم!
۱۶:۰۸ | ۱۳۹۷/۱۱/۰۶
ایرانسل2

آنانکه جان می دهند برای نظم!

پرشین خودرو: نام پلیس که به زبان می آید، چهره مامورانی به ذهن می آید که در سرما و گرما، در بدترین شرایط هوا، ساعت های طولانی در خیابان و جاده ایستاده اند تا نظم را برقرار و از حوادث دلخراش رانندگی پیشگیری کنند، تا کسی جان نبازد و البته بارها این مردان آهنین جان بر سر کارشان داده اند.

به گزارش پرشین خودرو به نقل از ایرنا، پلیس راهور یکی از پلیس های تخصصی است که بیشترین تعامل را با مردم دارد. ویترین نیروی انتظامی، پلیس راهور است که در کف خیابان و جاده ها، انجام وظیفه می کند و تمام رفتارهای این پلیس زیر ذره بین مردم قرار دارد.
عده ای پلیس را با برگه جریمه می شناسند و تصور دارند که این پلیس به بهانه های مختلف شهروندان را اعمال قانون می کند در حالی که برای اعمال قانون بهترین بهانه بی قانونی است.
کودکان و نوجوانان پلیس راهور را دوست دارند و تصور آنها از پلیس، پلیس راهور است، آنها همیشه پلیس را با لباس سفید می شناسند نه به رنگ سبز. وقتی پلیس راهور را در خیابان و جاده ها می بینند به احترام آنها، احترام نظامی می دهند و از این کار لذت می برند. برای همین وقتیاز آنها می پرسی، دوست داری چه کاره شوی؟ بسیاری با خوشحالی می گویند: پلیس. غالبا منظور آنها از پلیس، پلیس راهنمایی و رانندگی است.
پلیس راهور با لباس سفیدی که بر تن دارد، در سرما و زمستان در شهر و جاده و جاده های زمستانی و برفگیر حضور دارند، وقتی در جاده گیر افتاده ای یا وقتی در خیابان دچار مشکلمی شوی و وسط خیابان می مانی و حتی راه را می بندی، این پلیس سفید پوش است که به یاری تو می آید و خودرو را به کناری می راند، تا راه مردم باز شود و کمک می کند تا در راه نمانی. وقتی در تابستان گرم و سوزان، خودروات داغ می کند و خاموش می شود، باز این پلیس سفید پوش است که از راه می رسد.
پلیس راهور بر خلاف تصور خیلی ها فقط برگه جریمه و اعمال قانون نیست، پلیس راهور مجموعه ای از مسئولیت هاست که اگر نباشد، خیابان ها و جاده محل هرج و مرج و دعوا و مرگ می شود.
صبح زود، در ساعات شب، عید و عزا، نوروز و مراسم شلوغ ملی، این ماموران حضور دارند تا نظم رانندگی برقرار شود، راهها باز باشند و خطرات کم، کاری که شکلی در سخت بودند آن نیست، به خصوص زمانی که آلودگی هوا در کلانشهرها تحمل حتی چند لحظه ایستادن در فضای باز را طاقت فرسا می کند.

* اهدای اعضای بدن پلیس راهور

برخی از این سفید پوشان امنیت در حین انجام وظیفه دچار آسیب های جدی روحی و روانی و جسمی می شوند. آسیب روحی و روانی از آن جهت که مورد توهین، بی احترامی و ضرب و شتم برخی شهروندنماها قرار می گیرند و آسیب های جسمی که در جاده ها و در تصادفات درگیر آن می شوند. پلیس راهور نماد ایثار است و چه بسیار نمونه های بسیاری از این گذشت و فدارکاری که با خواندن و شنیدن آنها اشک شوق بر چشمان هر شنونده و بیننده ای جاری می کند.

* ماموریت های نزدیک به مرگ

مثل ماجرای فوت دلخراش یک مامور پلیس راه که با اهدای اعضای بدنش جان بیماران نیازمند را نجات داد. این پلیس ‏راهنمایی و رانندگی در حین انجام ماموریت در حوالی پلیس راه سعادت شهر استان ‏فارس دچار حادثه شد. در واقع او به‌ عنوان کارشناس صحنه تصادف در جاده سعادت شهر به خرم ‏بید در حال بررسی علت واژگونی یک کامیون باری بود که ناگهان یک تریلی دقیقا در همان محل ‏کنترلش را از دست داد و با او و یکی از عوامل راهداری برخورد کرد.
ستوان دوم «نصیر ضرغامی» در ‏این حادثه به شدت از ناحیه سر مجروح و بلافاصله توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شد. اما ‏با وجود همه تلاش ‌ها برای احیای این پلیس ٢٩ ساله وی دچار مرگ مغزی شد. خانواده ستوان ‏ضرغامی وقتی از مرگ مغزی او مطمئن شدند اعضای بدن او را اهدا کردند. ‏
ماجرا از این قرار بود که در آذر امسال خبر واژگونی یک کامیون باری به پلیس راه سعادت شهر اعلام ‏شد. محل حادثه 30 کیلومتری جاده به طرف خرم بید حوالی گردنه پرورش ماهی، یکی از نقاط ‏پرخطر این جاده بود.
حوالی 10شب بود که این خبر به سروان ضرغامی رسید، او با یکی ‏از پرسنل پلیس راه راهی محل شد. اورژانس و راهداری در جریان این حادثه قرار گرفتند، بچه‏ های راهداری زودتر به محل حادثه رسیده بودند، سروان ضرغامی مشغول بازدید از محل حادثه شد. ‏آمبولانس اورژانس هم رسید. کامیون باری واژگون شده بود، در یک منطقه کوهستانی با پیچی تند، ‏جایی که به گردنه پرورش ماهی معروف است.
نیروهای راهداری برای هشدار و جلوگیری از حادثه ‏دیگر یک لاستیک مستعمل کامیون را چندین متر عقب ‌تر آتش زدند تا خودروهای عبوری احتیاط ‏کنند، هوا تاریک بود و هر آن احتمال حادثه‌ ای دیگر می‌رفت، چراغ ‌های گردون ماشین پلیس ‏راه، راهداری و اورژانس هم روشن بود، شعله‌ های آتش لاستیک و چراغ‌ های قرمز رنگ ماشین‌ های ‏امدادی و پلیس محل حادثه را به کلی روشن کرده بود، سروان ضرغامی مشغول بررسی محل ‏حادثه و علت واژگونی کامیون بود، نیروهای راهداری هم در تلاش بودند تا به نحوی کامیون واژگون ‏شده را به حاشیه جاده منتقل کنند اما برای این کار نیاز به جرثقیل بود. ‏
کارها به روال همه تصادفات پیش می‌رفت که ناگهان دو چراغ نورانی گردنه را روشن ‏کرد، دو نور خیره کننده که به سرعت به طرف محل واژگونی کامیون می‌آمد، یک تریلی بی‌توجه به ‏همه علایم هشدار دهنده درست همان جایی رفت که کامیون باری واژگون شده ‏بود در این حادثه سروان ضرغامی همراه با یکی از نیروهای راهداری به شدت مجروح شدند. ‏
آمبولانسی که برای انتقال مصدومان احتمالی واژگونی کامیون آمده بود، بلافاصله هر دو مصدوم را به ‏شیراز منتقل کرد، نیروی مجروح راهداری وضع بهتری داشت، اما سروان ضرغامی از ناحیه سر به ‏شدت مجروح شده بود. کادر درمانی با بررسی شرایط اولیه این مامور جوان امید چندانی به زنده‌‏ماندن او نداشتند، با این حال همه تلاش شان را برای احیای این پلیس راه جوان انجام دادند، اما ‏جراحت او کاری‌ تر از این حرف ‌ها بود، سروان ضرغامی ٢٩ ساله مرگ مغزی شده بود. ماموری که ‏از ‌سال ٨٦ به استخدام پلیس درآمده بود، حالا روی تخت بیمارستان فقط به لطف چند دستگاه ‏نفس می ‌کشید. در نهایت اعضای بدن این پلیس فداکار در بیمارستان نمازی شیراز به بیماران نیازمند پیوند شد.

 

پلیس راهور

 

* پلیس مانع از خودکشی و مرگ حتمی زن جوان شد

از خود گذشتگی پلیس رنگ و بوی متفاوتی دارد هر یک بسته به شرایط با داشتن روحیه ایثارگری، قدم در مسیر نوعدوستی می گذارند.
با اقدام شجاعانه یکی از ماموران پلیس راهنمایی و رانندگی فرماندهی انتظامی شهرستان کاشان زن جوانی که قصد خودکشی داشت از مرگ حتمی نجات یافت.
در پی تماس تلفنی با 110 مبنی بر اینکه زن جوانی قصد پرت کردن خود از روی پل عابر پیاده یکی از معبرهای اصلی شهرستان را دارد، بلافاصله اکیپ امدادی آتش نشانی و اورژانس به اتفاق اکیپ پلیس راهور به سراکیپی سرگرد علی آزاد به محل اعزام شدند.
در بررسی ها مشخص شد خانمی 23 ساله دارای سه فرزند خردسال که به دلیل ترک همسر و اقامتش در خارج از کشور، با خانواده خود دچار اختلاف شده بود، خود را به بالای پل عابر پیاده رسانده و قصد خودکشی دارد.
با توجه به نبود دسترسی به کارشناسان متخصص اجتماعی و قریب الوقوع بودن حادثه، سرگرد علی آزاد سراکیپ گشت پلیس راهور شهرستان ضمن اعمال تدابیر ترافیکی، با نزدیک شدن به زن جوان، او را به آرامش دعوت کرد و وی را در حالی که به صورت معلق در آمده بود به طوری که خطر افتادن از پل این افسر پلیس را نیز تهدید می کرد سرانجام توانست با یک اقدام شجاعانه و سریع او را کنترل و از صحنه دور کند.
زن جوان پس از نجات از مرگ حتمی به آغوش فرزندانش بازگشت. در این حادثه که با موجی از شادمانی و اشک شوق همراه بود خانواده این فرد از اقدام شجاعانه این مامور وظیفه شناس پلیس قدردانی کردند.

* مامور وظیفه شناس جان داد

با وجود از خودگذشتگی های پلیس راهور، هستند مامورانی که در حین انجام وظیفه جان خود را از دست می دهند.
در یکی از این حوادث، دو مامور راهنمایی و رانندگی در زنجان در حین انجام خدمت جان باختند. ستوان «جواد فیروزی» و استوار وظیفه «مقصود احدی» در حین انجام وظیفه بودند که راننده کامیون بر اثر خستگی کنترل مسیر را از دست می دهد و با آن ها برخورد می کند.
در حادثه دیگری ستوان‌ دوم «احسان تقوایی» به همراه استوار 2 وظیفه «مجتبی» در کیلومتر 12محور قوچان به چناران و در کنار جاده مشغول ثبت تخلف سرعت خودروهای عبوری از این جاده پر ترافیک بودند تا نظم و امنیت سفر زائران بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) را تامین کنند. عقربه های ساعت دقایقی از 9 صبح رد نشده بود که یک خودروی پیکان وانت از راه رسید، راننده پیکان وانت به علت سرعت زیاد کنترل وسیله نقلیه را از دست داده بود این خودروی سرگردان به شدت با احسان و مجتبی برخورد کرد. غوغایی به پا شد. پیکر مصدوم احسان و مجتبی بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت. تلاش پزشکان بی ثمر بود و ستوان دوم احسان تقوایی جان به جان آفرین تسلیم کرد و سرباز وظیفه که در این حادثه مصدوم شده نیز در بیمارستان تحت مراقبت های ویژه پزشکی قرار گرفت.

* پلیس راهور یکی از چشم های خود را از دست می دهد

در حادثه دیگری نیز که دوم مرداد 97 در جاده هراز محدوده سه راهی بلده رخ داد، راننده متخلف نیسان که از سوی ماموران حاضر در محل جریمه شده بود، به عمد دو پلیس راهنمایی و رانندگی را زیر می ‌گیرد. در این حادثه دو مامور به شدت مجروح می‌ شوند. راننده خاطی نیز دستگیر و روانه زندان می‌شود اما در این حادثه یکی از ماموران پلیس راه چشم خود را از دست داد و آن دیگری نیز وضعیت جسمانی خوبی ندارد.

* راننده مامور پلیس را زیر گرفت

در حادثه دیگری که در میدان عظیمیه شهر کرج رخ داد، یکی از ماموران پلیس راهور در حال اعمال قانون راننده خانم خودرو سمند بود که در این میان مردی به آن‌ها نزدیک شد تا از خانم جوان دفاع کند. مرد مداخله جو به فحاشی اقدام کرد. مأمور پلیس راهور درخواست نیروی کمکی کرد. در این لحظه مرد میانسال با خودروی خود به سمت افسر پلیس حرکت کرد. مأمور پلیس راهور که جان خود را در خطر دید، روی کاپوت خودرو می‌ پرد. راننده خودرو هم بدون توجه به وضعیت مأمور پلیس به حرکت ادامه می‌دهد. پس از طی مسافتی مأموران پلیس موفق به توقف خودرو و دستگیری مرد راننده کردند. خوشبختانه افسر پلیس صدمه‌ ای ندید.

*ضرب و شتم پلیس راهور

یکی از حوادثی که شاید چندین بار خبر آن تکرار شده و کلیپ آن در فضای مجازی نیز منتشر و دست به دست چرخیده است، ضرب و شتم و فحاشی برخی افراد متخلف به پلیس راهور در حین ماموریت است. آخرین آن مورد مربوط به 30 آذر 97 است که در فلکه اول گلستان شهرستان بهارستان، اتفاق افتاد. راننده متخلف یک خودرو، مأمور پلیس راهور را مورد ضرب و شتم قرار داد.
وقتی پلیس راهور راننده متخلف پراید را اعمال قانون کرد. راننده خودرو، به صورت جنون آمیز به ضرب و شتم این مامور اقدام کرد. این فرد خاطی دستگیر و پس از تشکیل پرونده تحویل مقام قضایی شد و شاید در آن لحظه که مامور راهور را بی مهابا به باد کتک گرفته بود، نمی دانست چه عواقبی در انتظار او است. بی قانونی پشت بی قانونی، علاوه بر اینکه قوانین ترافیکی را رعایت نکرده بود، پلیس را در حین انجام وظیفه مورد ضرب و شتم هم قرار داد.

* ضرب و شتم پلیس و عواقب آن

فردی نیز، سوم شهریور امسال در مسیر شیراز- دشت ارژن به یک مامور پلیس راه اهانت کرد و وی را مورد ضرب و شتم قرار داد و انتشار فیلم آن در شبکه های اجتماعی واکنش های بسیاری را برانگیخت. داستان از این قرار بود که یک خودرو پژو 206 به علت نقص فنی از گشت پلیس کمک می‌خواهد. در همین هنگام یک خودرو لندکروز که سرعت غیرمجاز داشته و راننده نتوانسته سرعت خود را کنترل کند از جاده منحرف و واژگون می ‌شود. پس از دقایقی یکی از افرادی که داخل خودرو لندکروز بود با این فکر که پلیس باعث این حادثه شده است، مامور پلیس را مورد ضرب و شتم قرار می دهد.
با سیر مراحل قانونی راننده و متهم پرونده تعرض و هتاکی به مامور پلیس راه استان فارس در دادگاه بدوی در 6 عنوان اتهامی از جمله دو فقره بزه توهین به ماموران، اخلال در نظم و آسایش عمومی، تخریب عمدی البسه نظامی، تمرد نسبت به مأموران هنگام انجام وظیفه، ضرب و جرح عمدی منجر به شکستگی و تهدید مجرم شناخته می شود.
بر اساس رأی صادره از شعبه 101 دادگاه کیفری دو شیراز، حکم م ک متهم 33 ساله این پرونده به علت ایراد ضرب و جرح عمدی منجر به سه فقره شکستگی دندان‌های پیشین مأمور انتظامی، به هفت سال و 6 ماه حبس تعزیری و پرداخت دیه مقرر شده تعیین شد.
وی همچنین به لحاظ ارتکاب دو فقره توهین به دو بار و هر بار 111 ضربه شلاق محکوم شد. متهم متعرض مامور پلیس راه فارس همچنین به لحاظ انجام تهدید به قتل به سه سال حبس تعزیری و به علت ارتکاب بزه تخریب البسه پلیس به چهار سال حبس تعزیری و از باب اخلال در نظم عمومی و امنیت به 111 ضربه شلاق و یکسال و 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد.
وی همچنین به لحاظ تمرد نسبت به ماموران هنگام انجام وظیفه با مجازات یک سال و 6 ماه حبس رو به رو شد.
بر اساس این گزارش، م ک جمعا به 16 سال حبس و سه بار و هر بار 111 ضربه شلاق و مجازات تکمیلی محرومیت از تصدی وسایل نقلیه سبک و سنگین در سراسر کشور محکوم شد. در رأی صادره همچنین به استناد مواد 23 و 24 قانون مجازات اسلامی متهم به لحاظ تتمیم و تکمیل مجازات نیز به دو سال محرومیت از رانندگی و دو سال منع اقامت در شیراز محکوم شد.

* ضرب و شتم پلیس راهور توسط نماینده مجلس

مرداد سال 96 نیز یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی قصد عبور از مسیر ویژه فرودگاه را داشت که با ممانعت مامور پلیس راهور روبه رو شد. مامور پلیس بر اساس وظیفه و با توجه به حادثه تروریستی که در محدود فرودگاه رخ داده بود، موظف به کنترل مدارک هویتی و شناسایی افراد تردد کننده بود. بعد از توقف خودروی سواری این نماینده مجلس، و همراهانش اقدام به فحاشی و ضرب و شتم مامور پلیس راهور کردند. در این حادثه نماینده مجلس بینی مامور پلیس را در ورودی فرودگاه شکست.
به دنبال این درگیری، پلیس طی شکایت ‌نامه‌ای خواستار پیگیری قضایی نماینده مجلس شد و در نهایت پرونده قضایی برای وی تشکیل شد. اما تا کنون با وجود گذشت یک سال از این حادثه هنوز حکمی برای وی صادر نشده است.

* پلیس راهور از نگاه خانواده آنها

«امیرحسین.ق» یکی از شهروندان تهرانی است و پدرش یکی از نیروهای بازنشسته پلیس راهور است، او می گوید: با شنیدن این گونه حوادث واقعا نارحت می شوم، پدرم نظامی است. وقتی حادثه ای برای نیروهای امنیتی و انتظامی اتفاق می افتد که دچار آسیب شده یا جان خود را از دست می دهند، همزاد پنداری می کنم و واقعا ناراحت می شوم. تا جایی که من می دانم از آن جایی که پدرم نظامی است، ماموران انتظامی حقوق و مزایای بسیار پایینی دارند اما کار آنها بسیار سخت و طلاقت فرساست. تنها عاملی که سبب می شود روی پای خود باشند و خم بر ابرو نیاورند، عشق به کار و خدمت است.
وی اضافه کرد: به عنوان فرزند یک فرد نظامی، بارها شاهد بودم پدرم خسته و با چشمانی قرمز که ناشی از کمبود خواب است به خانه می آید و هنوز نیامده، گوشی تلفن زنگ می خورد و باید می رفت. پدرم اکنون بازنشسته شده است. در زمانی که شاغل بود او را بسیار کم می دیدیم تنها ناراحتی او این بود که وقت زیادی برای فرزندام نمی گذارم.
«زهرا. ج» همسر یکی از ماموران راهور است، می گوید: وقتی همسرم از خانه خارج می شود، برای او و سایر همکارانش دعا می کنم که به سلامت به آغوش خانواده باز گردند، اینکه دیر بیاید و وقتی برای ما نداشته باشد، چندان اهمیتی ندارد هر چند دوست دارم بیشتر پیش ما باشد اما از همه این ها مهمتر، سلامت او است.
وی اضافه می کند: در بسیاری از اعیاد و مناسبت ها همسرم خانه نیست. فرزندانم بهانه پدرشان را می گیرند. به فرزندانم می گویم که کار پدرشان چیست و چرا بیشتر اوقات خانه نیست اما آنها کودک هستند و درک این مساله برایشان سخت است.
وی از حقوق پایین همسرش شکایت دارد، می گوید: میزان ساعت کاری همسر و همکارانش با حقوق دریافتی آنها تناسبی ندارد، اما همیشه شاکر هستیم و از خداوند سلامت تمام نیروهای امنیتی و انتظامی را خواستارم.

* پلیس راهور از نگاه مردم

«امین درویش» شهروند تهران است، او در مورد حوادثی که پلیس راهور در حین ماموریت دچار آن می شوند، می گوید: ماموران پلیس راهور از دل جامعه و مردم هستند و هر اتفاق ناگواری که برای آنها بیفتد در واقع اتفاقی است که برای هم وطنم افتاده است. پلیس راهور همیشه در نگاه مردم پلیسی است که جریمه می کند و کسی از وظایف سنگین آنها در فصل زمستان و تابستان به ویژه در سطح جاده های کشور خبری ندارند در حالی که نیاز است در این زمینه اطلاع رسانی شود.
وی ادامه می دهد: لباس سفید پلیس راهور، محترم است. همه باید به این لباس احترام بگذارند و این احترام باید از دل مدارس شروع شود. کسی که به پلیس توهین و بی احترامی می کند یا با اقدام غیر انسانی، منجر به مرگ او می شود، باید با چنین فردی برخورد جدی و قانونی صورت گیرد و در این زمینه اطلاع رسانی شود تا درس عبرتی برای قانون شکنان باشد.
«مریم» از دیگر شهروندان تهرانی در مورد پلیس راهور، می گوید: یک پسر بچه 7 ساله دارم که عاشق پلیس راهور است، همیشه می گوید دوست دارد پلیس شود، سر خیابان مدرسه پسرم، همیشه یک افسر راهور می ایستد وقتی هر روز به مدرسه می رود به این پلیس با احترام خاصی سلام می کند و آن پلیس نیز با روی خوش با فرزندم برخورد می کند. بچه ها پلیس راهور را دوست دارند چرا که این پلیس چهره قشنگی از خود در ذهن بچه ها جای داده است.
وی افزود: همان طور که پلیس راهور امنیت جاده ها و خیابان ها را برای مردم فراهم می کنند باید شرایطی فراهم شود تا آنها نیز با امنیت و خیالی آسوده انجام وظیفه کنند. یک پلیس اگر مشکل معیشتی نداشته باشد بهتر خدمت می کند و اگر شرایط خدمت و امکانات و تجهیزات لازم برای آنها فراهم باشد کمتر آسیب دیده و خدمات بهتری ارائه می دهند.

اجاره خودرو
kerman2
نظر بینندگان
!
!
!