دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶
پرشین خودرو
۲۳:۵۳ | ۱۳۹۶/۱۰/۰۹
سیزدهمین دوره جشنواره قهرمانان صنعت

کارتون‌ها و رمان‌های خاطره ساز

پرشین خودرو: دنیای خیال مثل یک حریم خصوصی بی پایان است تا هر جور که دلمان بخواهد شخصیت های رمان ها و داستان ها را در ذهن مان بپرورانیم. همین است که گاهی تماشای فیلم ها یکباره دنیای ساخته و پرداخته ما را به هم می ریزد و می نشینیم به نقد کردن که نه... فلان فیلم اصلا خوب نبود...

به گزارش پرشین خودرو به نقل از همشهری آنلاین، دنیای خیال مثل یک حریم خصوصی بی پایان است تا هر جور که دلمان بخواهد شخصیت های رمان ها و داستان ها را در ذهن مان بپرورانیم. همین است که گاهی تماشای فیلم ها یکباره دنیای ساخته و پرداخته ما را به هم می ریزد و می نشینیم به نقد کردن که نه... فلان فیلم اصلا خوب نبود...

 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


در اینجا می خواهیم ماجرا را از زاویه ای دیگر ببینیم و از دنیایی حرف بزنیم که عده ای کتابی را خوانده بودند و بر اساس دنیای خیالی خودشان شخصیت ها و مکان هایش را برای ما به تصویر کشیده بودند اما واقعا تمام آن کتاب ها با دنیایی که سازندگان انیمه ها ساخته بودند، همسو بودند؟

اگر آن نویسندگان زنده بودند، با دیدن کارتون های اقتباس شده از آثارشان چه واکنشی نشان می دادند؟ آیا ژول ورن ناراحت می شد از این که شخصیت های رمانش به حیوانات تبدیل شده بودند؟ لذت خواندن کتاب هایی که کارتون های اقتباسی شان را دیده ایم در این است که دوباره به دنیای بی پایان خیالات مان پناه می بریم و هر جور که دل مان بخواهد آدم ها را می سازیم و با آنها می خندیم و حتی گریه می کنیم.

زنان کوچک

  • نویسنده: لوییزا می الکات
  • مترجم: کیوان عبیدی آشتیانی
  • زمان پخش: 1987
  • محصول کشور: ژاپن
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان
 
چهار دختر در تیتراژ برنامه یکی یکی حاضر می شدند و بعد از قدم زدن، در صحنه ای دیگر از سمت راست دنبال یک چیز نامعلوم می دویدند به سمت چپ. مگی، کتی، بتی (یا همان الیزابت مهربان و نوازنده) و سارا اسم این چهار دختر بود که با دامن های بلند پف پفی و یقه های بسته و آستین های بلند کنار مادرشان و البته، هانا خدمتکار چاق و سیاه پوست شان زندگی می کردند.

جنگ یکی از موضوعات فرعی ولی مهم این سریال بود. پدر به جنگ رفته بود و خانواده مدام در انتظار نامه های او و البته حضورش بودند. اینها همگی برگرفته از رمان «زنان کوچک» است که لوییزا می الکات آن را در سال 1868 نوشت. لوییزا هم خودش تجربه جنگ را داشت. او هیچ وقت ازدواج نکرده بود. در سال 1863 در زمان جنگ داخلی آمریکا در یکی از بیمارستان های واشنگتن مشغول کار شد و همان موقع رمانی نوشت. وقتی دید رمانش فروش خوبی دارد، تصمیم گرفت نویسندگی را به عنوان شغل اصلی اش انتخاب کند.
 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


بعد رمان «زنان کوچک» را در دو جلد نوشت. مشهور است که او شخصیت های رمانش را بر اساس شخصیت خواهرانش نوشته. رمان او با صحنه ای شروع می شود که چهار خواهر دارند فکر می کنند در شب کریسمس یک دلاری های شان را خرج ارتش کنند یا با خریدن چیزهای کوچکی دلخوشی هایی برای خودشان دست و پا کنند. راستی اسم شخصیت های رمان و سریال کمی متفاوت از هم است.


شروع کتاب: جو روی قالی دراز کشید و غرغرکنان گفت: «کریسمس بدون هدیه که فایده ای ندارد.»

شروع کارتون: سارا، کوچک ترین دختر خانواده از معلمش می پرسد که دیگر به کلاس نمی آید؟ و او جواب می دهد که باید به جنگ برود!
 


دور دنیا در 80 روز

  • نویسنده: ژول ورن
  • مترجم: بیش از 20 ترجمه
  • زمان پخش: 1987
  • محصول کشور: اسپانیا و ژاپن
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان
 
با موسیقی تند و ریتمیک در تیتراژ این سریال، آقای فلیپ فاگ با بال و دم، خوشحال و خندان وارد می شود و بعد گربه ریگودان و موش وردستش می آیند و بعد هم خانم گربه هندی با آن حریری که روی سرش است. آقای فاگ طبق خیال پردازی های ژول ورن قرار بود دور دنیا را در 80 روز بگردد، تازه دنیایی که همه اش را هم خود ژول ورن به چشم ندیده بود. هر چند ژول ورن مرد اهل سفر بوده و مثلا در سال 1876 یک کشتی بخار خریده بود و همانجا کار می کرد و مدام از این بندر به آن بندر اروپا می رفت.

کتاب «دور دنیا در 80 روز» در سال 1873 منتشر شد و مهم ترین تفاوتش با کارتونی که ما دیده ایم در این است که در کتاب آدم ها، واقعا آدم هستند و در فیلم هر کدام به یک حیوان تبدیل شده اند. راستی، اسم خدمتکار او در کتاب، ژان پاسپارتو است و در سریال ریگو دان. از طرفی، گرچه فیلیپ فاگ به یک شیر تبدیل شده اما شباهتش به شخصیت رمان به لحاظ نظم و دقت و شق و رق بودنش زیاد است!
 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


شروع کتاب: در سال 1873 میلادی مردم چیز زیادی درباره آقای فلیپ فاگ نمی دانستند. فقط می دانستند او آدمی محترم و باوقار است. آقای فاگ در خانه شماره هفت خیابان هشت سویل رُ در لندن زندگی می کرد.

شروع کارتون: آقای فاگ منتظر نشسته و به ساعت 11 نگاه می کند و می داند پیشخدمتی که به موقع نیاید، این کاره نیست. در حالی که ریگو و موشش پشت در با هم چانه می زنند درباره نحوه معرفی ریگو.



سفرهای گالیور

  • نویسنده: جاناتان سویفت
  • مترجم: بیش از 18 ترجمه
  • زمان پخش: 1968
  • محصول کشور: آمریکا
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان
 
جاناتان سویفت با نوشتن ماجراهای گالیور یکی از تخیلی ترین قصه های عجیب را برای مخاطبانش در آن سال ها رقم زد؛ سرزمین هایی که آدم هایش بیش از حد کوچک یا بزرگ هستند. انگار نامتناسب بودن با جمع و تفاوت های خاص داشتن با دیگران، با زندگی شخصی جاناتان آمیخته بود. مثلا گرچه او از پدر و مادری انگلیسی به دنیا آمده بود ولی همیشه بچه ها به تمسخر به او می گفتند تو ایرلندی هستی! بدتر این که قبل از رسیدن به یک سالگی، پدرش در بیست و هفت سالگی از دنیا رفته بود و مادرش هم به خاطر تنگدستی او را به عمه اش سپرده بود اما نقطه درخشان زندگی اش این بود که منشی یکی از اشراف انگلستان شد و فرصت استفاده از کتابخانه بزرگش را پیدا کرد.

او در همان مقدمه رمانش تعریف می کند وقتی در سال 1702 ماز لی لی پوت و بلفوسکو به انگلستان برگشته، آن موجودات کوچک خنده دار را به راحتی فروخته و 60 سکه نصیبش شده است. در سال 1706 هم وقتی از بربدینگناک از پیش غول ها برگشته، باز هم همه متعجب شدند؛ مثلا از آن سوزن خیاطی سه متری اما کارتونی که ما دیدیم با چنین قصه ای شروع نمی شود.
 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


شروع کتاب: خواننده عزیز! اسم من لموئل گالیور است. اکنون که این مطالب را می نویسم، سال 1725 است و من دیگر جوان نیستم. در گذشته یک دکتر کشتی بودم و حالا یک پدربزرگ هستم...

شروع کارتون: گالیور به همراه آدم کوچولوها که روی سگی پشت سر هم نشسته اند، در حال فرار هستند و تا برای استراحت می ایستند، گالیور حبه چشمه ممنوعه ای می رسد که در سال فقط یک بار آب آن بالا می آید و هر کس از آن بنوشد، کوچک می شود و گالیور و سگش هم از آن می خورند و...



بینوایان

  • نویسنده: ویکتور هوگو
  • مترجم: حسینقلی مستعان و ...
  • زمان پخش: 1979
  • محصول کشور: ژاپن
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان
 
فضای تاریک و سرد، مردی قد بلند با هیکلی درشت، دختری با موهای طلایی و ظلم و ستمی که فارغ از سن و سال می شد آن را درک کرد، فضای کلی سریال «بینوایان» بود. شاید آن روزی که ویکتور هوگو به دنیا آمد و نوزادی مردنی و ناتوان بود، هیچ کس فکرش را نمی کرد که او روزی کتاب های مهمی بنویسد که تا سال ها بعد همچنان خواننده داشته باشد و خیلی ها را درگیر خودش کند.

کارتون «بینوایان» در ذهن خیلی ها نشسته اما حیف است که کتابش را از دست بدهید. هوگو در رمانش به نکاتی تکیه می کند که هیچ وقت در انیمیشنی که قرار است در آن همه چیز در قالب تصویر آن هم متناسب با ذهن کودکان در بیاید، مجالی برای طرح شدن پیدا نمی کند.

ناگفته های زیادی از زندگی کوزت و دردهای پنهانی ژان والژان وجود دارد که اصلا کارتون به آنها اشاره نکرده است. کارتون بینوایان یکباره می رود سراغ اصل ماجرا ولی کتاب مقدمه چینی هایی دارد که در آن شخصیت ها را دقیق تر و بیشتر توضیح می دهد و همین باعث می شود با خواندن احوال شخصیت ها سخت به فکر فرو رفت.
 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


شروع کتاب: (با جلد فانتین) در سال 1815 میلادی، آقای «شارل میری یل» پیرمرد هفتاد و پنج ساله ای بود که از سال 1806 اسقف دین یل شده بود. با این حال به نظر نمی رسید بیش از 60 سال داشته باشد.

شروع کارتون: راوی در قسمت اول از مردی می گوید که اواسط پاییز به شهر کوچکی در جنوب فرانسه وارد می شود و همان اول برگه زردرنگش که کاغذ بی اعتبار کردن هویت او است، از جیبش می افتد. هیچ کس در شهر به او جایی برای خواب و غذایی برای خوردن نمی دهد تا این که وارد خانه اسقف می شود.



دختری به نام نل

  • نویسنده: چارلز دیکنز
  • مترجم: حمیدرضا آتش بر آب
  • زمان پخش: 1979
  • محصول کشور: ژاپن
خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان
 
آقای ترنت، پدربزرگ با آن اندام درشت که حس حامی بودن می دهد، همیشه همراه نوه دخترش است، آن هم در راه های طولانی و زیر نور آفتابی که یا در حال طلوع است یا در حال غروب. نل با لباس صورتی و موهای طلایی و یک پاپیون بزرگ صورتی و خصوصا چشم های مهربان آن قدر جذاب هست که ماجراهای او و پدربزرگش را دنبال کرد.

این انیمیشن بر اساس رمان بلاند «مغازه عتیقه فروشی» ساخته شده و اتفاقا چندان در ایران بازترجمه نشد اما اخیرا حمیدرضا آتش بر آب آن را مجددا ترجمه کرده است. او تصمیم می گیرد اسم رمان را به «دختری به نام نل» تغییر دهد تا با ذهن تمام کسانی که در دهه 60 سریال آن را دیده اند احساس نزدیکی کنند. انتظار نداشته باشید رمان با انیمیشنی که دیده ایم چندان هماهنگ باشد اما بدانید این رمان یکی از عاشقانه ترین آثار چارلز دیکنز است که تمام بار این عاشقانه را نل بر شانه هایش حمل می کند.
 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


شروع کتاب: من آدم شبگردی هستم. با این که تابستان ها صبح زود از خانه بیرون می روم بیرون و کل روز را توی مزارع و راه ها پرسه می زنم و حتی شاید تا چند روز و چند هفته هم به خانه برنگردم.

شروع کارتون: راوی این طور شروع می کند؛ لندن، انگلستان، 100 سال قبل در گوشه ای از شهر مغازه ای قرار دارد که آقای ترنت آن را اداره می کند و یک روز مرد نزول خور مشهوری به آن مغازه می آید و دنبال آقای ترنت می گردد. نل از راه پله ها پایین می آید و خبر می دهد که پدربزرگش نیست.



قصه های دو تام


زندگی روی کَرَجی

ماجرای کتاب هکلبری فین شاید یادآور روزهایی است که مارک تواین در چهارسالگی همراه خانواده اش کنار رودخانه می سی سی پی رفته بود و آرزو داشت ناخدای یکی از کشتی های بخار همین رودخانه باشد و با وجود ناسازگاری های دنیا، سال ها بعد، قایقرانی را یاد گرفت و چهار سال به راهنمایی کشتی ها در رودخانه می سی سی پی پرداخت. «تام سایر» یکی دیگر از رمان های اوست که کارتون شد اما چیزی که بیشتر یادمان مانده «هکلبری فین» است. همان پسری که روی یک کرجی زندگی اش را می گذراند.
 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان
 

جالب این که هکلبری فین به نوعی جلد دوم همان تام سایر است. هر چند بعضی ها به بچه های شان اجازه نمی دادند که هاکلبری فین را بخواند، به خاطر گرایش های نژادپرستانه و البته شاید کمی ادبیات بی ادبانه! این کتاب هم بارها ترجمه شده، اما ترجمه نجف دریابندری را نباید از دست داد!



آشناهای قدیمی ترجمه نشده


ما و سباستین

کارتون هایی که اقتباس از کتاب هستند، زیادند ولی الزاما تمام آنها در ایران ترجمه نشده است. اینجا به معرفی بعضی های شان پرداخته ایم.

مهاجران

شیطنت های «لوسمی» و «کیت» را یادتان هست؟ آنها دوتا از شخصیت های اصلی سریال «مهاجران» بودند که بر اساس رمانی با نام «رنگین کمان جنوبی» ساخته شد. نویسنده آن «فیلیس پیدیگتون» بود که در قرن بیستم زندگی می کرد و رمانش را سال 1982 نوشت. جالب این که نویسنده رمان اهل استرالیا بود و رمان و کارتونش هم روایت خانواده ای است که به سرزمین دوری با نام استرالیا مهاجرت می کنند. رسیدن به استرالیا موجب شده بود اعضای خانواده 95 روز در کشتی زندگی کنند. شیطنت در دشت و کنار رودخانه و گذران روزگار با کشاورزی یکی از جذابیت های این سریال بود.
 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


بل و سباستین

نویسنده «بل و سباستین» سال 2010 از دنیا رفت. «سسیل اوبری» هم بازیگر بود و هم کارگردان. مدتی هم مشغول نوشتن آثار کودکان شد و رمانی هم با نام «بل و سباستین» نوشت که بعد هم به یک کارتون تبدیل شد و شهرت زیادی پیدا کرد. هنوز هم دیدن سباستین با آن سنگ بزرگ و سفیدش با نام بل تماشایی است؛ گرچه این سریال را بعدها کمتر در تلویزیون دیدیم.

 
 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان


بچه های کوه آلپ

این سریال بر اساس رمانی با نام «جواهرات برف» نوشته پاتریشیا سنت جان ساخته شده است.

 

 خاطره بازی با کارتون های دوران بچگی و رمان های معروف شان

نظر بینندگان
!
!
!