چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷
پرشین خودرو
شورولت کامارو در برابر فورد ماستنگ+تصویر
۱۶:۲۰ | ۱۳۹۷/۰۱/۰۸
اجاره خودرو

شورولت کامارو در برابر فورد ماستنگ+تصویر

پرشین خودرو: رقابتی که همواره تکرار می‌شود. این بار مانند دفعات قبلی به مقایسه ۲ کوپه عضلانی از دیترویت می‌پردازیم تا به برتری یکی از آن‌ها رأی دهیم.

به گزارش پرشین خودرو به نقل ازبرترینها، رقابتی که همواره تکرار می شود. این بار مانند دفعات قبلی به مقایسه 2 کوپه عضلانی از دیترویت می پردازیم تا به برتری یکی از آنها رأی دهیم. بهانه اصلی این کار، رونمایی فورد از ماستنگ 2018 است که تغییرات بسیاری را به خود دیده است. کامارو SS1LE نیز به نمایندگی از شورولت در اینجا حضور یافته؛ خودرویی که از سال 2016 تاکنون کمابیش بدون تغعییر باقی مانده است. هر دو اتومبیل مورد بررسی ما مجهز به یک گیربکس 6 سرعته دستی بودند، گرچه ماستنگ جدید با یک نمونه 10 سرعته اتوماتیک نیز قابل سفارش است.
 


از کامارو تا SS1LE

ابتدا به شرح مشخصات کامرو SS می پردازیم. این شورولت یک پیشرانه 8 سیلندر 6.2 لیتری با خروجی 455 اسب بخار و گشتاور 616 نیوتن متر را زیر درپوش موتور جای داده است. تمامی کاماروهای 1LE با درپوش موتور، آینه بغلب و دیگر اجزای بدنه به رنگ مشکی مات و گیربکس دستی عرضه می شوند.

SS1LE همچنین مجهز به امکاناتی نظیر کنترل حرکت مغناطیسی، محور عقب Elsd و پنج سطح مدیریت کنترل کشش، ترمزهای برمبو و لاستیک های چسبیده Eagle F1 Supercar 3 است، به همه اینها سیستم اگزوز ندو حالته و سیستم های خنک کننده برای روغن دیفرانسیل و گیربکس را نیز اضافه کنید. کامارو مورد بررسی ما از صندلی های سفارشی ریکارو و سیستم ثبت اطلاعات عملکرد با دوربینی کوچک که به شما امکان ارزیابی دقیق تر دورهای ثبت شده در پیست را می دهد بهره می برد. خریداری این شورولت قرمز با امکانات ذکر شده 46,295 دلار هزینه دربر خواهد داشت که نسبت به قیمت 37،995 دلاری مدل پایه کامارو SS، 8300 دلار گران تر است.
 

 


یک ماستنگ تازه نفس

برای اولین بار در طول تاریخ است که حجم دقیق پیشرانه یک ماستنگ GT5.0 تولید انبوه از 5000 سی سی فراتر می رود. پیشرانه کایوتی قدیمی ماستنگ، 4.951 سی سی حجم داشت. فورد با استفاده از عملکرد فعال سیم پلاسمایی، مشابه با سوپر اسپرت GT، قطر پیستون را به 92 میلی متر (افزایش یک میلی متری) رسانده است که حجم موتور را به 5038 سی سی افزایش داده است. افزایش قطر پیستون موجب استفاده از سوپاپ های بزرگ تر نیز شده است.

سرسیلندر، میل سوپاپ و میل لنگ و یاتاقان های میله ای این مدل نیز کاملا جدید هستند. این پیشرانه جدید همچنین با افزایش 500 واحدی تا 7.500 دور بر دقیقه گاز می خورد. پیشرانه کایوتی جدید تزریق سوخت را هم از طریق دریچه ها و هم به صورت مستقیم امکان پذیر می کند و ضریب تراکم آن 12"1 است. همانگونه که تا الان حدس زده اید، خروجی آن از 435 به 460 اسب بخار (5 واحد بیشتر از شورولت) رسیده است. گشتاور نیز با افزایش 27 نیوتن متری به 569 نیوتن متر (47 واحد کمتر از شورولت) رسیده است.
 


تصمیم فورد برای عرضه ماستنگ در بازارهای جهانی به این معناست که این مدل نیز در معرض اعمال مقررات ایمنی عابر پیاده در اروپا قرار می گیرد که اغلب بر طراحی خودروها تاثیر می گذارد. به همین دلیل چراغ های جلو بسیار کوچک هستند در حالی که کاپوت برآمدگی زیادی دارد.

جالب ترین تغییر صورت گرفته داشبورد با مانیتور جدید 12.4 اینچی است؛ صفحه ای که علاوه بر خوانا بودن، روشنایی زیادی دارد و دارای حالات مختلفی برای پیست و شهر است. متاسفانه مانند بسیاری از مانیتورهای دیگر محصولات فورد، همواره اطلاعات بیش از حدی روی آن نمایدش داده می شود و همیشه شما را مجبور به تایید یکی از گزینه ها می کند.

سفارش پکیج Performance 1 برای این مدل، ویژگی هایی نظیر بال عقب، رینگ های مشکی آلومینیومی، تایرهای PS4 میشلن، ترمزهای برمبو، سیستم اگزوز دو حالته، فنربندی جلو سفت تر، میله ضد غلتش عقب با قطر بیشتر، رادیاتور بزرگ تر، سیستم کمکی فرمان برقی، کنترل پایداری حرکت، ترمز ABS و شاسی تقویت شده را به ماستنگ اضافه خواهد کرد.

اتومبیل مورد بررسی مجهز به فنربندی مغناطیسی است که فورد آن را MagneRide می نامد. هر چند متاسفانه خبری از صندلی های ریکارو در این نسخه نیست، در نتیجه قیمت تمام شده 49.670 دلار است که با پرشی 9.675 دلاری نسبت به مدل پایه همراه است. آیا این ماستنگ ارزش اختلاف 3.375 دلاری با کامارو را دارد؟ در پاسخ باید گفت خیر، هر چند کابین این فورد به اندازه اختلاف قیمتش با شورولت، زیباتر به نظر می رسد.
 


پونی کارهای واقعی

پیش از این که به بحث اعداد برسیم می بایست راجع به ویژگی های ذاتی یک پونی کار در هر یک از این دو خودرو صحبت کنیم. گرچه در دنیای واقعی و خیابان های شهر، این اعداد نیستند که برنده را تعیین خواهند کرد و تنها چیزی که اهمیت دارد منطق کابویی است! یعنی در اکثر مواقع، خودرویی که سروصدای بیشتری به راه بیندازد، لاستیک هایش را بهتر دود کند و در درگ های غیرمتعارف بیشتری جلودار باشد، توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد و ماستنگ برنده بی چون و چرای این بخش است.

هر دو خودرو از سیستم اگزوز دو حالته برخوردار هستند ولی ماستنگ به لطف دور بالاتر پیشرانه اش، صدای بسیار گیراتری تولید می کند. این یک به روزرسانی بسیار قابل توجه نسبت به ماستنگ قبلی است که صدای آنچنانی قبلی است که صدای آنچنان جذابی نداشت.

غرش اگزوز کامارو هم بد نیست ولی نمی توان آن را فوق العاده برشمرد. نکته ای که ما را ناامید می کند این است که ساختار موتور LT1 این کامارو با کوروت های C7R شرکت کننده در مسابقات لمانز یکسان است. این کوروت ها با اختلاف زیاد بهترین صدای اگزوز در تمامی رقابت ها را داشتند، پس تیونرهای شورولت می توانستند در ساخت کامارو بهتر از این نیز عمل کنند.
 

 

 


شانه به شانه، رخ در رخ ...

در هنگام برن آوت ها، فورد نارنجی به معنای واقعی کلمه شورولت را مغلوب خود کرد. از نگاهی دیگر، این امر یک خبر خوب برای 1LE به شمار می رود. کامارو می تواند یک یا دو برن آوت درست و حسابی به نمایش بگذارد و سپس تایرهای گودیر آن به قدری گرم می شوند که به نهایت میزان چسبندگی خود برسند. این برای کنترل گشتاور عظیم پیشرانه 8 سیلندر آن کافی است.

تا پیش از این پیشنهاد به تمامی کسانی که قصد خرید یک هیولای وحشی برای برن آوت داشتند، جگوار F-TYPE R یا انواع داچ چلنجر هلکت بود اما پس از رانندگی با کامارو ZL1 و دود کردن 6 جفت لاستیک نظر کاملا تغییر می کند! بر اساس تجربه من، هیچ خودرویی در برن آوت حریف ZL1 قلدر با گشتاور 881 نیوتن متری نمی شود. چرا به این موضوع اشاره می کنیم؟ زیرا SS1LE نیز از همان تایرهای مورد استفاده در ZL1 بهره می برد.

به نظر می رسد که گشتاور 264 نیوتن متری حاصل از نصب سوپرشارژر روی ZL1 این اختلاف فاحش بین دو مدل را ایجاد می کند. لازم به ذکر است که گرچه هر دو خودرو با سیستم Line Look (از مدار خارج کردن ترمزهای عقب برای انجام برن آوت) عرضه می شوند اما نتوانستیم این سیستم را فعال کنیم و پس از دو تلاش ناموفق از آن دست کشیدیم.

در آخرین مرحله به درگ های غیرمتعارف خیابانی می رسیم؛ جایی که سیستم های GPS مسابقات رسمی و مسافت های استاندارد از معادله خارج شده و سرعت تنها فاکتور تعیین کننده است. برای این کار، با اتومبیل ها به ال میراژ رفتیم؛ یک دریاچه خشک شده در نزدیکی پایگاه هوایی ادواردز؛ مکانی که نقشی اساسی در به وجود آمدن رسم و رسوم هات رادینگ و مسابقات درگ دارد.

در مسافت تقریبا یک مایلی تعیین شده، ماستنگ با حداکثر سرعت 255 کیلومتر بر ساعت، کامارو 243 کیلومتر بر ساعتی را شکست داد. فورد هر بار به اندازه طول 4 اتومبیل از کامارو جلو زده بود و منظور من از هر بار، 20 مسابقه است! چرا فورد برنده شد؟ تنها یک دلیل دارد و آن هم علاقه ماستنگ 8 سیلندر به دور موتور بالاست. از طرف دیگر ما عقیده داریم که این پیشرانه جدید کمی بیشتر از 460 اسب بخار قدرت تولید می کند. کامارو روی لاستیک های پهن تر و چسبنده تری قرار دارد و در سطوح ناهموار نتوانست پایداری خود را به اندازه ماستنگ حفظ کند.
 

 


رقابت از نگاه اعداد

سپس نوبت به کنار گذاشتن منطق کابویی و بهره گیری از آمار واقعی می رسد! در وهله نخست فورد 1.753 کیلوگرمی سنگین تر از شورولت 1.699 کیلوگرمی است. تقسیم وزن در هر دو خودرو 46/54 است. 1LE در دستیابی به سرعت 96 کیلومتر بر ساعت، رکورد 4.1 ثانیه را ثبت کرد و از GT 4.4 ثانیه ای پیشی می گیرد. در پایان مسافت 400 متر، کامارو همچنان با فاصله بسیار ناچیز جلوتر است. 12.5 ثانیه با سرعت 185.39 کیلومتر بر ساعت برای شورولت در مقایسه با 12.6 ثانیه با سرعت 185.22 کیلومتر بر ساعت برای فورد.

همانگونه که اشاره شد ما معتقدیم فورد در مورد خروجی واقعی پیشرانه ماستنگ، اعداد واقعی را منتشر نکرده است؛ چرا؟ احتمالا برای حفظ فاصله GT با GT350 536 اسب بخاری که فروش خوبی را نیز تجربه می کند. در بحث ترمزها، شورولت از فورد بهتر عمل می کند. تنها 28 متر مسافت نیاز است تا کلیپرهای شش پیستونه آن، سرعتش را از 96 کیلومتر بر ساعت به صفر برساند. GT که آن هم از کالیبرهای شش پیستونه برخوردار است، به مسافت 31 متر نیاز دارد. در نظر داشته باشید که این آزمایش در سطوح یکسان صورت گرفته و هر دو خودرو از ترمزهای ساخت برمبو بهره مند هستند. فورد وزن بیشتری دارد ولی ترمزهای کامارو بهتر هستند.

SS1LE یک جنگجوی تمام عیار بوده و تمامی حرکات آن دقیق و همواره تحت کنترل راننده است. چسبندگی آن به قدری بالاست که حتی با وجود تمایل بسیار زیاد شاسی، هیچگاه بیش فرمانی نمی کند؛ حتی زمانی که تمامی سیستم های کمکی آن غیرفعال باشد. فورد؟ از زمانی که نسل جدید ماستنگ با سیستم تعلیق مستقل عقب به بازار عرضه شد، GT ها به طور صحیحی ساخته نشده اند. نمونه های سبک تر مجهز به پیشرانه آکوپوست خودروهای بهتری هستند و شلبی GT350 هندلینگ بسیار خوبی دارد ولی نسخه معمولی 8 سیلندر؟ راضی کننده نیست! امیدوار بودیم که اصلاحات انجام شده در مدل 2018 پکیج Performance و سیستم MagneRide بتواند این کاستی ها را جبران کند.


رقابت در پیست

در نهایت دو نماد آمریکایی را به پیست Streets of Willow بردیم. خبر خوب برای طرفداران فورد این است که GT فست بک با ثبت تایم 1:23.97، 0.24 ثانیه از ب ام و M4 و لکسس RC-F و تقریبا 0.3 ثانیه از ماستنگ GT Performance Pack پیش از فیس لیفت سریع تر است. خبر بد؟ کامارو SS1LE زمان 1:40.67 را ثبت می کند که 3.3 ثانیه سریع تر از فورد است. به عبارت دیگر، این دو خودرو در رقابت پیست، در یک کلاس قرار نمی گیرند. لیست خودروهایی که کامارو از آنها سریع تر بوده است، بسیاری از سازندگان معتبر را خجالت زده می کند مثل پورشه کایین GT4، آئودی R8 V10 PLUS و فراری 458 ایتالیا!

به عبارت دیگر کامارو از لحاظ عملکرد در لیگ سوپر اسپرت ها قرار دارد. نیسان GTR Nismo 2015 با زمان 1:19.07 رکورددار پیست بوده و این یعنی اختلاف زمانی کامارو با سریع ترین اتومبیل پیست، تنها 1.6 ثانیه است کهت کمتر از نیمی از اختلاف زمانی آن با ماستنگ است. اگرچه در مدت زمان کوتاهی، لامبورگینی هوراکان پرفورمانته با ورود به پیست و طی کردن آن در 1:18.73، به قهرمان جدید این پیست تبدیل شد و شورولت را به رتبه ششم جدول رساند. با تمام این تفاسیر، کامارو همچنان تنها 2 ثانیه با یکی از سریع ترین سوپر اسپرت های تاریخ فاصله دارد و این در حالی است که برچسب قیمتی این هیولای نیسان 6 برابر بیشتر از ساخته شورولت است!

پیروز رقابت

برنده این مقایسه کدام شرکت کننده است؟ کامارو SS1LE. این مقایسه، مقایسه نزدیکی نبود. شورولت با کامارو تقریبا غیرممکن را امکانپذیر کرد و این کلاس خودرویی را یک قدم جلوتر برد؛ در واقع یک پونی کار محلی را تبدیل به ماشینی بی نظیر برای مسابقات جدی کرده است. این معجزه 46 هزار دلاری بسیار فراتر از انتظار ظاهر می شود.


پس تکلیف ماستنگ چه می شود؟ اگر زیاد به اعداد و ارقام اهمیت نمی دهید و بیشتر تابع منطق کابوی ها هستید، این مدل برگ برنده را در جیب خود دارد. اگرچه مواردی که برای علاقه مندان به اتومبیل از اهمیت زیادی برخوردار است، ماستنگ 2018 را برآورده نمی کند.

با صرف هزینه کمتر، شورولت با بی رحمی تمام فورد را از دور خارج می کند و این چیزی است که ما را ناامید می کند. فورد نه تنها باید محصول بهتری به بازار عرضه می کرد بلکه توانایی انجام این وظیفه را نیز داشت. شلبی GT350 خودرویی که در تمامی جهات به اندازه یک پورشه 9141GT3 فوق العاده و جذاب است، ثابت می کند که فورد توانایی عرضه محصولی شایسته تر را دارد. حال تنها چیزی که باقی می ماند این است که با عرضه پکیج Performance Pack 2 فاصله میان GT350 و SS1LE تا چه میزان پر می شود؛ بنابراین می توانید به زودی انتظار جدالی دیگر میان ماستگ و کامارو را داشته باشید.

نظر بینندگان
!
!
!